استاد مسعود شعاری
مسعود شعاری از نوازندگان برجسته حال حاضر با ساز تخصصی سهتار میباشد. وی آشنا به مکاتب مختلف سهتارنوازی قدما شامل ابوالحسن صبا، سعید هرمزی، یوسف فروتن و احمد عبادی میباشد و نزد اساتید بزرگی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی و دیگران به هنرآموزی پرداختهاست. وی علاوه بر آنکه شیوه قدما را میداند در موسیقی امروز دست به نوآوری زده و تجربیات خوبی در زمینه موسیقی تلغیقی بدست آوردهاست. او از بزرگترین تکنوازان و بداههنوازان ساز سهتار به شمار میرود. مسعود شعاری با هنرمندان داخلی و خارجی بسیار زیادی همکاری نموده و در آموزشگاهش - همساز- شاگردان بسیاری پرورده است.
زندگینامه
مسعود شعاری در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. موسیقی را از کودکی و با فراگیری سنتور نزد منیژه علیپور آغاز کرد. سپس نزد داریوش طلایی به فراگیری سهتار پرداخت و از سال ۱۳۶۱ آموزش ردیف موسیقی ایران و فراگیری تار را نزد محمدرضا لطفی آغاز نمود. همچنین قطعات بسیاری از موسیقی قدما را نزد استاد اصغر بهاری آموخت. وی سپس به کمک اساتیدی چون استاد مهدی کمالیان و محمود هاشمی به پژوهش و بازسازی مکاتب سهتار نوازی قدما نظیر صبا، هرمزی، فروتن ، عبادی و غیره پرداخت که دو آلبوم شباهنگ و کاروان صبا حاصل این دوره از فعالیت اوست. او در آلبوم شباهنگ قطعاتی از موسیقی قدما را در سهگاه و اصفهان تنظیم و اجرا نمود که بسیار مورد توجه قرار گرفت.این قطعات شامل آثار استادانی چون استاد اصغر بهاری، رکنالدینخان مختاری، یوسف فروتن و سعید هرمزی بود. همچنین او در آلبوم کاروان صبا قطعات استاد ابوالحسن صبا را با شیوه اجرایی مختص سهتار تنظیم کرد و خود به اجرای آنها پرداخت.
مسعود شعاری همچنین به امر آموزش نیز پرداخت و با تاسیس مرکز آموزشی همساز شاگردان بسیاری تربیت کردهاست.
او در ادامه مسیر نوازندگی اش دست به تجربیاتی در موسیقی تلفیقی زد که تاکنون منجر به خلق سه آلبوم انتظار، سیر و در سایه باد شده است. در این آثار وی تلاش کرده است تا گفتگویی شنیدنی میان سهتار و سازهای غیر ایرانی ایجاد کند.
آلبومها
در سایه باد،2007، موسیقی تلفیقی با همراهی آرش میتویی، موسسه آوای باربد
سیر،2001، موسیقی تلفیقی با همکاری کریستف رضاعی، نشر هرمس
نیایش، 2000، اجرا با گروه Axiom of Choice
راز و نیاز، 1998، اجرا با گروه عارف، موسسه ماهور
انتظار،1997، موسیقی تلفیقی (دونوازی سهتار و طبلا)، موسسه آوای شیدا
یادواره استاد برومند، 1995، اجرا با گروه شیدا، موسسه آوای شیدا
کاروان صبا،1995، تنظیم و اجرای آثار ابوالحسن صبا برای سهتار، انتشارات سروش
شباهنگ،1992، سهتار نوازی به شیوه قدما، انتشارات سروش
کتابها
گنجینه سهتار، بازسازی آثار قدما و تنظیم برای سهتار، موسسه فرهنگی سرای اهل هنر
کاروان صبا، مجموعه قطعات استاد ابوالحسن صبا تنظیم برای سهتار، انتشارات سروش
سیر، محموعه قطعاتی برای سهتار
آقا علی اکبرخان فراهانی

آقا علی اکبر فراهانی مشهور به جناب میرزا(۱۲۳۶_۷ق.=۱۸۲۱م./۱۲۷۴ق.=۱۸۵۷مم.)موسیقی دان و نوازنده تار عهد قاجار. سر سلسله خانواده موسیقی و سر رشته ردیف موسیقی ایران در محدوده یک و نیم قرن اخیر
در عهد قاجار در تهران متولد شد، در فن نواختن تار از استادان مسلم زمان خود به شمار می آمد و تارزن مخصوص ناصرالدین شاه بود. پسرانش میرزا عبدالله،میرزا حسینقلی و میرزا حسن(او در جوانی در گذشت) نیز از بزرگان موسیقی ایران بودند. شاگرد برجسته او غلامحسین، برادرزاده او بود که بعد از فوت زودرس آقا علی اکبر سرپرستی فرزندان او را به عهده گرفت و به آنها موسیقی و نوازندگی آموخت. شاگردان آقا علی اکبر عبدالله علی الملک، مسعود میرزا، حسن خان، میرزا حیدر علی سرهنگ، علی اکبر بازیگ، سلطان خانم، کوکب خنم و پسرانش بودند
شهریار فریوسفی

شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.
شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی را دارند که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.
به عقیده نگارنده،، نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی، از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است.
شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد.
تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرجویان کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)
با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.
امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید 70 تا 80 درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.
فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه 60 که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، محمد شمس، کاظم داوودیان و ... بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.
بشنوید "پیش درآمد اصفهان مرتضی نی داوود" را با تنظیم مرتضی حنانه و تار نوازی شهریار فریوسفی
فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم "هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم "خانه آقای حق دوست" به آهنگسازی محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!"
تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، "قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!" از این توانایی فریوسفی حتی میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود.
در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوستش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت دوستش، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.
شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.
هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت.
آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست
هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود
استاد جلال ذولفنون

ایشان در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانوادهاش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سهتار برخوردار شد. همزمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنائی با شخصیتهای موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازهای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سهتار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد.
او از روشهای اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائیهای احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سهتار پرداخت. در این سالها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سهتار بودند برخوردار گردید.
سالیانی است که ذوالفنون در زمینه تحقیق و تتبع گام بر میدارد و میکوشد جوانان را با این قلمرو آشنا کند. مهمترین کار وی پس از تحقیق، تدریس است.
استاد داریوش پیرنیاکان

زندگینامه
داریوش پیرنیاکان به سال ۱۳۳۴ در بخش گرگر از توابع آذربایجان شرقی متولد شد. وی نزد محمد حسن عذاری و علی اکبر شهنازی به فراگیری تار پرداخت و مدتی از آموزشهای مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و دانشکده هنرهای زیبا بهره برد. پیرنیاكان استاد دانشگاه تهران، عضو هیأت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازی میباشد و هماینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سهتار مشغول است. وی به برگزاری کنسرتها و آثار موسیقایی متعددی به همراهی محمدرضا شجریان همت گماشت. پیرنیاكان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره میجوید اما در نوانس، صدادهی و رنگآمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافتهاست. او همچنین نت نگاری ردیف میرزاحسینقلی را به روایت علیاکبر شهنازی انجام داده و توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده است. مجموعه قطعاتی از ساخته های پیرنیاكان نیز با نام جلوه یار توسط همین موسسه منتشر شده است.
آثار
آسمان عشق، به همراهی محمد رضا شجریان
سرو چمان، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
پیام نسیم، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
دل مجنون، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
یاد ایام، همراه با محمدرضا شجریان
رسوای دل، همراه با محمد رضا شجریان
آرام جان، همراه با محمدرضا شجریان
آسمان، به همراهی آواز حمیدرضا نوربخش و گروه شهنازی
استاد احمد عبادی

احمد عبادی (۱۲۸۳-۱۳۷۱) از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده سهتار و فرزند میرزا عبدالله فراهانی بود. از هشت سالگی با موسیقی آشنا شد و اصول نوازندگی را از خواهران خود مولود و ملوک، که از تعلیمات پدر برخوردار بودند فرا گرفت.
استاد احمد عبادی مدتها در وزارت پیشه وهنر به تدریس و تحقیق در موسیقی ایرانی و سه تار پرداخت ودر جهت معرفی موسیقی ملی ایران کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور از جمله فرانسه، ایتالیا، آلمان و اتریش داشت که مورد استقبال هنردوستان واقع شده است.
استاد عبادی در نواختن سه تار دارای سبک و شیوهای مخصوص به خود بود که کمتر کسی توانسته از عهده تقلید آن بر آید. عدهای سبک خاص ساز زدن او را مربوط به امکانات و وسایل صدا برداری زمان وی میدانند. مضرابهای تک سیم و دومضرابها از مشخصههای بارز سبک وی هستند.
از کارهایی که او در نوازندگی سه تار ایجاد کرد، ابداع کوکهای مختلف در سه تار است که در آلبوم کوک سه تار آنها راعرضه کرده است.
عبادی شاگردان بسیاری تربیت کرد از جمله مهربانو توفیق، بهرام وادانی، بهداد بابایی و ....
او در رادیو نیز فعالیت میکرد و صفحهها و کاستهای زیادی ضبط کرده از جمله صفحه آواز شور همراه رضا ظلی و همچنین تکنوازیها و بداهه نوازیها و همراهی با نوازندگان و خوانندگان مختلف. همنوازیهای او با استاد بنان و استاد شجریان آثاری شنیدنی و ماندگار در قالب برنامهٔ گلها به جا گذاشته است.
آنطور که اهل موسیقی از مرحوم عبادی به خاطر دارند، عبادی فردی معتقد و متدین بود، قبل از ساز زدن وضو میگرفت و در روزهای عزا داری و شهادت ائمه اطهار دست به ساز نمیزد.
میرزا عبدالله

میرزا عبدالله فراهانی، فرزند آقاعلیاکبر خان فراهانی، نوازنده سهتار و تار ، از استادان موسیقی ایران ، کسی که ردیف موسیقی ایرانی را به نظم درآورد. احمد عبادی نوازنده بزرگ سهتار فرزند او است.
زندگینامه
میرزا عبدالله دومین فرزند آقای علی اکبر فراهانی در سال ۱۲۲۲(۱۸۴۳م) متولد شد. وی اولین آموزشهای خود را نزد برادر بزرگترش میرزا حسن گذراند و پس از آن نزد پسر عمو و ناپدریش آقا غلامحسین آموزشهای خود رو تکمیل کرد و به برادر کوچکتر خود آقا حسینقلی هم آموخت. بزرگانی چون سید حسین خلیفه ، مهدیقلی هدایت، مهدی خان صلحی، فرصت شیرازی، اسماعیل قهرمانی، سید مهدی دبیری، حاج آقا مجرد ایرانی، ابوالحسن صبا و فرزندش احمد عبادی همگی از محضر این استاد بهره بردند. وی با تجدید نظر در دستگاههای دوازده گانه موسیقی ملی ایران و ادغام بعضی از آنها با هم ، هفت دستگاه کامل و مجزا پدید آورد که این هفت دستگاه توسط سه تن از شاگردانش به نامهای میرزا نصیر، فرصت شیرازی و مهدیقلی هدایت طی هفت سال نت نویسی شد. میرزا عبدالله در تهران در محله امامزاده یحیی کلاس درسی ترتیب داد که جوانان و متجددین دورش جمع شدند . ولی بر اثر تحریکات، مخالفان به خانه اش ریختند و با شکستن وسائل تعلیم بساط درسش را تعطیل کردند. با این حال تا دم مرگ دست از تعلیم نکشید و دربستر بیماری با سه تار قطعاتی بهعنوان یادگار به شاگردان برجسته خود تعلیم میداد. ابتکار ساختن برخی قطعات ضربی از اوست که در قطعات مجلسی توام با آواز پس از اجرای چند گوشه، برای تنوع قطعه ضربی مینواخت. مضراب ریز و تک مضرابها در ساز او در تعادل و جملات موسیقی او منظم است و در همراهی با آواز پس از خاتمه یک بیت توسط خواننده او خود گوشه جدیدی را شروع کردهاست وخواننده را هدایت میکند. در حفظ وزن قطعه دقیق بوده و غالبا نوازندگی خود را با قطعه تند رنگ مانندی پایان میداد. رنگهای او متنوع است و با آنکه آثار ضبط شده از او مربوط به حدود ۶۵ سالگی بوده ولی پنجه او روان و قطعات را راحت اجرا کرده است.
البته ایشان در نواختن تار هم استاد بوده ولی شهرت ایشان بیشتر در نواختن سه تار است. از وی چهار فرزند به نامهان مولود ، ملوک، جواد و احمد عبادی به یادگار گذاشت که همه آنها با موسیقی مانوس بودند، وی در سال ۱۲۷۹هجری شمسی(۱۹۱۸م) درتهران و در سن ۷۵ سالگی درگذشت.
